برای مطالعهی این قسمت به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه 2 قسمت 6: شکار قهرمان (3)
چشمهام یکم تنگ شد.
"عجیبه، انگار یادم نمیاد این پیرمرد کیه."
با اینکه به این موضوع افتخار نمیکردم، اما احتمالاً، هیچ آدم دیگهای به اندازه من به شکارچیهای برتر حسادت نمیکرد. بنابراین طبیعتاً میتونستم هر اسمی رو از صدمین تا دومین نفر تو رتبهبندیها بگم. همه اینا به خاطر حسادت شدیدم بود.
با این حال، این پیرمرد با این کت و شلوار، برای من ناآشنا بود.
"فکر کنم قبلاً یه جا دیدمش. کجا دیدمش؟ کجا؟"
بعد از یه عالمه فکر کردن، بالاخره یادم اومد.
"آها!"
یادم اومد وقتی که تو اتاقم بودم، بین تیکههای کاغذی که به دیوار چسبیده بودن، یه عکس از یه پیرمرد بود.
[22 روز از ناپدید شدن قدیس شمشیر میگذرد. آیا انجمن شکارچیان با بدترین بحران خود روبرو خواهد شد؟]
"این قدیس شمشیره!"
یادم اومد. این مشهورترین فرد قبل از معروف شدن یو سوها به عنوان امپراتور شعله بود.
من فراموشش کرده بودم چون اون شکارچیای بود که مدتها پیش ناپدید شده بود. به یاد آوردن شکارچیهایی که بیشتر از 10 سال پیش فعال بودن، سخت بود.
"اوه درسته.... حالا چند سال قبله."
بالاخره، واقعاً حس کردم که به گذشته برگشتم.
این پیرمرد قویترین شکارچی دنیاست... حتی امپراتور شعله هم باید بهش احترام میذاشت.
احساس فوقالعادهای بود. با اینکه میدونستم فقط یه بهونه است، همچنان به قدیس شمشیر خیره شده بودم. باید چیکار میکردم؟ دیدن همچین آدم بزرگ و مشهوری اونم درست جلوم، عجیب بود. حتی اگه اون آدم مدتها پیش مرده بود. در هر صورت، خیلی عجیب بود.
"هی، این سونبه-نیم[۱]* مهارت درجه S نداره؟"
همینطور که داشتم آبجوم رو میخوردم، یه فکری به سرم زد.
"نه مهارتهای عجیب و غریب مثل مال من، بلکه مهارتهای رزمی واقعی...."
اون موقع بود-...
"اوه؟"
دستم بدون اینکه متوجه بشم، حرکت کرده بود. یدفعه مهارت رتبه S خودم جلوم ظاهر شد.
{میخوام درست مثل تو باشم (+S)
پس از مرگ به طور خودکار فعال میشود. پس از مردن در برابر دشمنان، میتوانید یکی از مهارتهای او را کپی کرده و آن را از آن خود کنید.
شما نمیتوانید مهارتی را از روی اهدافی که قبلاً شما را کشتهاند، کپی کنید.
مهارتها به صورت تصادفی کپی میشوند.
با این حال، شما میمیرید!
(مهارت اعطا شده توسط برج)}
"یه لحظه صبر کن."
این حس مثل این بود که یه صاعقه بهم خورده باشه. همون حسی رو داشتم که وقتی بالاخره یه راه برای کشتن امپراتور شعله پیدا کردم، بهم دست داده بود.
{میخوام درست مثل تو باشم (+S)}
این مهارت فوقالعاده بود. با این مهارت، میتونستم هر مهارتی رو از هر شکارچیای کپی کنم. با این حال، تنها ایرادش این بود که میمردم.
با این حال-....
"من دیگه واقعاً نمیمیرم و مرده نمیمونم."
چون یه مهارت دیگه هم داشتم.
{ساعت عقربهای بازگشتکننده (EX)
پس از مرگ به طور خودکار فعال میشود. شما را به 24 ساعت قبل از مرگ بازمیگرداند. حتی پس از بازگشت، تمام خاطرات و تواناییها حفظ میشوند.
جریمه با افزایش کلاس شکارچی افزایش مییابد.
(کپی مهارت از شکارچی یو سوها)}
"پس اینجوری-..."
لرزی به تنم افتاد.
"میتونم هر چیزی رو کپی کنم؟ یه شکارچی که با مردن همه چیز رو جمع میکنه؟"
فشار ناشی از کشتن یو سوها باعث شده بود که این همه مدت نتونم همچین چیز سادهای رو درک کنم، اما بالاخره متوجه شدم.
"قدیس شمشیر، قویترین شکارچی دنیا در حال حاضر."
گلپ.
یه قلپ از آبجو که یادم رفته بود تو دهنمه، قورت دادم.
امپراتور شعله که تو دوران خودش قویترین شکارچی محسوب میشد، همچین مهارت رگرسیون شگفتانگیزی داشت. بنابراین قدیس شمشیر، که تا قبل از ناپدید شدنش به رتبهبندی سلطه داشت. همچین شخص بزرگی چه جور مهارتی داره؟
"اگه میتونستم همچین مهارتی رو کپی کنم؟"
با دقت به پشت سر پیرمرد خیره شدم.
"نونم تو روغنه."
شاید...
شکارم هنوز تموم نشده بود.
یادداشت مترجم:
[۱]*: سونبه در کرهای به معنی ارشده و بعضی جاها معنی پیشکسوت هم میده.