از اونجایی که نحوه پست گذاری اینجا با بلاگفا و بیان خیلی فرق داره مجبورم اینجوری پست بذارم.
برای مطالعهی این قسمت به ادامه مطلب مراجعه کنید.
قسمت 1: بزرگترین حسادت
<خبر فوری!>
<صنف اژدهای سیاه تلاش میکنه تا طبقه چهلم برج رو فتح کنه. مگه اونا با اطمینان اعلام نکردن که بالاخره قراره قدرت بزرگترین صنف رو نشون بدن؟ متاسفانه اونا دست خالی برگشتن.>
<شکارچی رتبه ۱! امپراتور شعله (炎帝) یه بار دیگه به تنهایی یه رییس طبقه رو شکست داده!>
بهش حسادت میکردم.
در حالی که مات و مبهوت به تلویزیون خیره شده بودم، با خودم فکر کردم: "بهش حسادت میکنم. اونقدر زیاد که حس میکنم دارم دیوونه میشم."
<_ سلام امپراتور شعله-نیم![۱]*>
<+ آه، آره. سلام...>
امپراتور شعله ابروهاش رو در هم کشید. به دلیل نامعلومی حتی ابروهای در هم کشیدهاش هم زیبا به نظر میرسیدن.
<_ تو یه بار دیگه رکورد جدیدی ثبت کردی! تو تنها کسی هستی که میتونه به تنهایی یه هیولای رییس رو شکست بده. میتونم ازت بخوام که برداشتهات رو با ما در میون بذاری؟>
<+ اول از همه ازت میخوام که اون لقب مسخره رو عوض کنی.>
<_ ببخشید؟>
<+ دارم در مورد امپراتور شعله حرف میزنم. به جای استفاده از اون لقب مزخرف، منو به اسم خودم صدا بزن. آخه امپراتور شعله قراره چه معنیای داشته باشه؟ خجالتآوره. ترجیح میدم بهم بگن طاعون تا اینکه بگن امپراتور شعله. [۲]* یه روزی، حتما اون عوضیای که این لقب رو بهم داده رو پیدا میکنم و دخلش رو میارم.>
<_ ا-اوه.>
خبرنگار متعجب به لکنت افتاد. اون مرد خبرنگار فقط با لکنت صدایی درآورد و نتونست جواب بده. چون مرد قدرتمندی که روبروش بود، به عنوان قهرمان این دوران شناخته میشد. قهرمانی که موضوع اصلی افسانههای بیشماری بود که نوشته میشدن.
در مقایسه با اون، من فقط یه سیاهلشکر بودم که حتی نمی تونست یه نقش فرعی رو قبول کنه.
زیر لب گفتم: «آههه. واقعا بهش حسادت میکنم.» چقدر خوب میشد اگه آدم یه زندگی مثل اون داشته باشه؟ یه زندگی که توش بتونی هر چی دلت میخواد جلوی دوربین بگی. موبایلم رو برداشتم و وارد یه صفحه تصادفی از شبکههای اجتماعی اینترنتی شکارچیها شدم. میخواستم ببینم بقیه چه واکنشی به مصاحبه نشون میدن.
--------------------------
🔝هی، امپراتور شعله دوباره داره خرابکاری میکنه! [۳]*
2 دقیقه پیش | گزارش
پاسخ ℹ
--------------------------
🔝اون همیشه هست. درست مثل طاعون. [4]*
2 دقیقه پیش | گزارش
پاسخ ℹ
--------------------------
همونطور که انتظار داشتم، اینترنت موقع دیدن مصاحبه حسابی شلوغ بود. با تکون انگشتم، به مرور کردن نظرات ادامه دادم.
--------------------------
🔝نمیتونه وقتی کل دنیا دارن بهش نگاه میکنن، جلوی زبونش رو بگیره؟
1 دقیقه پیش | گزارش
5 پاسخ ℹ
↩ اینطور نیست که اولین بارش باشه.
1 دقیقه پیش | گزارش
↩ تقصیر شبکه پخشه که با وجود اینکه میدونن چجور آدمیه بازم باهاش مصاحبه کردن.
56 ثانیه پیش | گزارش
↩ راست میگی. اونا این کار رو فقط برای بازدید بیشتر انجام میدن...
44 ثانیه پیش | گزارش
↩ واو. حتی اینجا هم طاعون گرفته. چقدر حال بهم زن.
37 ثانیه پیش | گزارش
↩ من میخوام درست مثل امپراتور شعله بشم.
1 ثانیه پیش | گزارش
--------------------------
جامعه اینترنتی به دو بخش تقسیم شده بود: کسایی که از امپراتور شعله دفاع میکردن و کسایی که مسخرهش میکردن.
--------------------------
🔝امپراتور شعله-نیم. کاش شخصیتت به مهارتهات میخورد. لطفا این رو در نظر داشته باش که تو نماینده تمام شکارچیان کره هستی. به عنوان یک کرهای هر وقت مصاحبهت در سراسر جهان ترمجه و پخش میشه، احساس خجالت میکنم.
1 دقیقه پیش | گزارش
5 پاسخ ℹ
↩ درستش ترجمه است نه ترمجه. قبل اینکه نگران بقیه زبونها باشی یکم به زبون مادری خودت توجه کن. در ضمن، ملیت یه نفر داخل برج هیچ اهمیتی نداره.
1 دقیقه پیش | گزارش
↩ و شماها میتونین تحمل کنین که اربابتون به کرهای فحش بده؟ امپراتور شعله تو مایه ننگی.
50 ثانیه پیش | گزارش
↩ این فقط یه اشتباه املاییه. چرا باید به خاطرش بهش توهین کنی؟ شخصیتت افتضاحه.
38 ثانیه پیش | گزارش
↩ این شخصیت من نیست که افتضاحه. شخصیت تو افتضحه. عوضی.
23 ثانیه پیش | گزارش
↩ من میخوام درست مثل امپراتور شعله بشم.
1 ثانیه پیش | گزارش
--------------------------
چه هرج و مرجی. این تنها صفحه اجتماعی اینترنتی پر سر و صدا نبود. هر جایی که در مورد شکارچیها صحبت میشد، همین طوری بود.
--------------------------
🔝امپراتور شعله یه دوست دختر پیدا کرده! ظاهراً دوست دخترش قدیسه است!
1 دقیقه پیش | گزارش
4 پاسخ ℹ
↩ قدیسه؟ واقعاً؟
48 ثانیه پیش | گزارش
↩ دوست من یه شکارچیه و جفتشون رو با همدیگه دیده.
39 ثانیه پیش | گزارش
↩ دوست من قدیسه است و میگه این حرفت درست نیست؛
27 ثانیه پیش | گزارش
↩ من میخوام درست مثل امپراتور شعله بشم.
1 ثانیه پیش | گزارش
--------------------------
در کنار امپراتور شعله، قدیسه یکی از محبوبترین شکارچیها بود. تو یکی از پستها، یکی لطف کرد و فایلی رو با عنوان «بهترین عکس قدیسه» ضمیمه کرد. قدیسه به خاطر زیبایی استثناییش که با شخصیت درخشانش هماهنگ بود، مشهور شده بود. اون وقت امپراتور شعله با قدیسه قرار میذاشت؟
موبایلم رو زمین گذاشتم و با ناامیدی سرم رو مالیدم و گفتم: «هووفف». راستی...
--------------------------
↩ من میخوام درست مثل امپراتور شعله بشم.
1 ثانیه پیش | ویرایش
--------------------------
یادداشت مترجم:
[۱]*: پسوند «-نیم» بعد از اسم برای احترام به کار برده میشه.
[2]*: طاعون به کرهای (염병) و امپراتور شعله به کرهای (염제) شباهت دارن و تو متن باهاش بازی با کلمات میشه.
[3]*: کلمه کرهای (염병) که مثل طاعون نوشته میشه به معنی خرابکاری یا بیاحتیاطی هم هست و بازم یه بازی با کلماته.
[4]*: اینجا نوشته بود (on air) که هم به معنی روی آنتنه و هم به معنی در هواست. یه جور بازی با کلمات با اشاره به اینکه امپراتور شعله همهش تو پخش زنده دیده میشه و درست مثل اسمش که شبیه طاعونه تو هوا هم هست.